BPM, خبرها

چرا آیندهٔ اتوماسیون فرایندها به کد نیاز دارد، نه فقط به هوش مصنوعی

در حالیکه دنیا به این فکر میکند که جریان یک فرایند نیاز به کد نیز دارد یا خیر، ما در ایران هنوز عاملیت اجنت های هوش مصنوعی را به رسمیت نشناختیم. امروزه هوش مصنوعی میتواند بر اساس قوانین و دستورالعمل های فرا سازمانی و سازمانی بسیاری از تصمیم ها را اخذ کند. بحث بر سر آن است که آیا تمامی این تصمیم ها را به هوش مصنوعی بسپاریم یا اینکه مواردی هستند که بتوان آنها را فرموله کرد و بر اساس یک قانون مشخص از طریق یک کد مشخص تصمیم گرفت. هر چند این سوال هنوز با فضای کاری و فرایندی ایران همخوانی ندارد ولی بد نیست کمی در مورد آن بیاندیشیم.

در چند سال اخیر، بحث دربارهٔ عامل‌های هوشمند (AI Agents) در حوزهٔ مدیریت فرایندهای کسب‌وکار عمدتاً حول یک وعده چرخیده است: اینکه هوش مصنوعی می‌تواند به‌جای انسان تصمیم بگیرد، استدلال کند و کارها را از ابتدا تا انتها پیش ببرد. اما هرچه سازمان‌ها بیشتر به سراغ استقرار واقعی این عامل‌ها در فرایندهای حیاتی خود رفته‌اند، یک پرسش ساده و در عین حال بنیادین بیشتر خودش را نشان داده است؛ چگونه می‌توان به رفتار موجودیتی که بر پایهٔ احتمال زبانی تصمیم می‌گیرد، در یک فرایند سازمانی که باید دقیق، قابل‌ردیابی و قابل‌حسابرسی باشد، اعتماد کرد؟

یکی از پاسخ‌های جدی به این پرسش را می‌توان در به‌روزرسانی اخیر پلتفرم عامل‌های هوشمند UIPath دید. این پلتفرم قابلیتی را معرفی کرده که به عامل‌های هوش مصنوعی اجازه می‌دهد به‌جای تکیهٔ صرف بر استدلال زبانی، توابع کدنویسی‌شده و از پیش تعیین‌شده را به‌عنوان ابزار فراخوانی کنند. به بیان ساده‌تر، وقتی یک عامل هوشمند با محاسبه، تبدیل داده یا فراخوانی یک سامانهٔ بیرونی مواجه می‌شود، به‌جای آنکه خودش حدس بزند یا استدلال کند، یک قطعه کد قطعی و از پیش آزموده‌شده را اجرا می‌کند و نتیجه‌ای دقیق و قابل پیش‌بینی تحویل می‌گیرد.

اهمیت این تغییر برای هر کسی که در حوزهٔ مدیریت فرایندها فعالیت می‌کند، فراتر از یک به‌روزرسانی فنی است. سال‌هاست که فلسفهٔ BPM بر مفهوم فرایند قطعی، قابل مدل‌سازی با استانداردهایی مانند BPMN و قابل حسابرسی بنا شده است. ورود هوش مصنوعی مولد و عامل‌های خودمختار، اگرچه سرعت و انعطاف چشمگیری به ارمغان آورده، اما همواره این نگرانی را نیز همراه داشته که تصمیم‌های مبتنی بر احتمال، جای منطق قطعی فرایند را بگیرند و پیش‌بینی‌پذیری را که سازمان‌ها برای انطباق، حسابرسی و مدیریت ریسک به آن نیاز دارند، تضعیف کنند.

آنچه در این تحول تازه جالب توجه است، این است که به‌جای انتخاب میان «اتوماسیون سنتی و قطعی» یا «هوش مصنوعی مولد و خلاق»، یک مسیر ترکیبی پیشنهاد می‌شود. عامل هوشمند همچنان مسئول درک زمینه، تفسیر درخواست و تصمیم‌گیری دربارهٔ اینکه چه زمانی باید چه کاری انجام شود باقی می‌ماند، اما اجرای بخش‌های حساس، تکرارشونده یا پرریسک فرایند به کدی سپرده می‌شود که رفتارش از پیش مشخص و قابل آزمون است. این الگو، که می‌توان آن را «اتوماسیون فرایندی مبتنی بر عامل با هستهٔ قطعی» نامید، دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از تیم‌های حاکمیت فناوری اطلاعات و مدیران فرایند در سازمان‌های بزرگ به دنبال آن بوده‌اند.

برای سازمان‌هایی که در مسیر استقرار عامل‌های هوشمند در فرایندهای مالی، منابع انسانی، زنجیرهٔ تأمین یا خدمات مشتری هستند، این رویکرد چند پیامد عملی دارد. نخست، امکان حسابرسی و ردیابی خطا به‌مراتب ساده‌تر می‌شود، زیرا بخش قطعی فرایند همچون گذشته قابل ثبت و بازبینی است. دوم، ریسک «توهم» یا خطای استدلالی مدل زبانی در بخش‌هایی که نتیجهٔ اشتباه هزینهٔ مالی یا قانونی دارد، به‌شدت کاهش می‌یابد. سوم، تیم‌های فنی می‌توانند دانش و کدهای موجود سازمان را که سال‌ها روی آن سرمایه‌گذاری شده، مستقیماً در اختیار عامل‌های هوشمند قرار دهند، بدون آنکه لازم باشد همهٔ منطق کسب‌وکار را از نو با پرامپت بازنویسی کنند.

با این حال، وجود یک هستهٔ قطعی و قابل حسابرسی در دل فرایند، به‌تنهایی به معنای آماده بودن سازمان‌ها برای واگذاری کامل تصمیم‌های کلیدی به هوش مصنوعی نیست. هنوز زمان آن فرا نرسیده که بتوان به‌طور کامل به تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر هوش مصنوعی اعتماد کرد، و پیشرفت‌های فنی از این دست، هرچند ارزشمند، این واقعیت را تغییر نمی‌دهند. نکتهٔ مهم‌تر آن است که حتی وقتی روزی این سطح از بلوغ و اعتماد نیز به دست بیاید، رویکرد درست، جایگزین کردن کامل تصمیم‌گیرندهٔ انسانی با عامل هوشمند نخواهد بود. رویکرد درست‌تر آن است که با عامل‌های هوشمند و هوش مصنوعی همچون یک فرد و مشاور خبره رفتار کنیم؛ مشاوری که داده‌ها را تحلیل می‌کند، گزینه‌ها را می‌سنجد و نظر خود را شفاف بیان می‌کند، اما تصمیم‌های کلیدی در طول فرایند، در نهایت از دل یک گفت‌وگوی واقعی میان انسان و آن مشاور هوشمند و با تکیه بر داده و استدلالی که ارائه می‌دهد گرفته می‌شود، نه به‌صورت خودکار و بی‌نظارت.

پیام اصلی برای مدیران فرایند و رهبران تحول دیجیتال این است که آیندهٔ موفق اتوماسیون سازمانی، رقابت میان انسان و ماشین یا میان کد و هوش مصنوعی نیست، بلکه طراحی هوشمندانهٔ مرز میان چیزی است که باید انعطاف‌پذیر و زمینه‌محور باشد و چیزی که باید ثابت، قطعی و قابل اعتماد بماند، و در کنار آن، حفظ جایگاه انسان به‌عنوان تصمیم‌گیرندهٔ نهایی در گفت‌وگو با مشاور هوشمند خود. سازمان‌هایی که این مرز را درست ترسیم کنند، می‌توانند از سرعت هوش مصنوعی بهره ببرند بدون آنکه کنترل، شفافیت و اعتمادی را که سال‌ها برای ساختن فرایندهای قابل اتکا صرف کرده‌اند، از دست بدهند.

telegram: https://t.me/businessprocessmanagement

website: www.bpmn.ir

UiPath Agents Release Notes (August 2026): https://docs.uipath.com/agents/automation-cloud/latest/release-notes/august-2026

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *